تربیت از نوع دخترونه و پسرونه

تربیت از نوع دخترونه و پسرونه

تربیت ویژه ی دختران و پسران

کودک

یکی از مسائل مهم در تربیت، توجه به تفاوت های موجود میان دختر و پسر است. این تفاوت ها از هنگام تولد شروع می شود و بتدریج پا به پای رشد آنها، بر عمق و گستردگی این تفاوتها افزوده می شود و در زمان بلوغ به اوج خود می رسد. وجود این تفاوتها سبب می شود که از هر یک از دختر و پسر نقش ویژه ای انتظار رود که با نقش دیگری متفاوت است. شایان ذکر است که کمال هر موجود در این است که استعدادهای فطری خود را شکوفا سازد و توانائیهایی را که دست آفرینش در نهاد او به ودیعت نهاده است، به ظهور برساند؛ از این رو رشد، پرورش و تقویت خصوصیات مربوط به هر یک از دو جنس زن و مرد در رشد شخصیت او تأثیری قابل ملاحظه دارد؛ یعنی، هر یک از آن دو هنگامی شخصیتی سالم و متعادل خواهد داشت که خصوصیات مربوط به او (خصوصیات زنانه در زن و خصوصیات مردانه در مرد) به قدر کافی رشد یابد؛ بنابراین،

کمال زن در این است که زن باشد و زن باقی بماند.کمال مرد نیز در این است که مرد باشد و مرد باقی بماند.

هر یک از این دو اگر بخواهد پا در جای پای دیگر بگذارد یا خود را به دیگری شبیه سازد ، از مسیر فطرت خارج شده به موجودی «مسخ شده» و «از خود بیگانه» تبدیل می شود. توجه به این مسئله در محیط خانواده در تمام مراحل زندگی فرزندان اهمیتی ویژه دارد و در رفتار اجتماعی آنها بویژه در حیات زناشویی آنها تاثیری بسزا دارد؛ زیرا سعادت خانوادگی در گرو این است که هر یک از زن و شوهر نقش خاص خود را ایفا کند.

 زن، زن باشد و مرد، مرد. مرد زنی را می پسندد و به او دل می بندد که در یک کلام «زن» باشد نه «مرد» همچنانکه یک زن نیز مردی را شایسته ی عشق و دلبستگی می داند که یک «مرد» باشد نه «یک «زن». مردی که از خصوصیات مردانه بهره ی چندانی ندارد یا زنی که خود را به مردان شبیه می سازد، هیچ یک شخصیتی واقعی ندارند و در جایگاه خود توفیقی نمی یابند. زنی که خود را به مردان شبیه می کند هرگز نمی تواند مردی را شیفته ی خود سازد و در کانون عشق و محبت او قرار گیرد؛ آنچه توجه و علاقه ی یک مرد را به خود جلب می کند و او را به یک زن علاقمند می سازد، همان خصوصیات زنانه است که دست آفرینش زمینه ی آنها را در نهاد زن به ودیعه گذارده است تا او را در تصاحب دل مرد توانا سازد. به همین ترتیب آنچه شخصیت مرد را در نظر زن قابل اعتماد و اتکا می سازد برخورداری از روحیه ی مردانه است.

نقش خانواده

هر یک از دختر و پسر از سن سه سالگی که متوجه جنسیت در خود می شود و پس از آن، بویژه در دوره ی دبستان، باید بتدریج با نقش ویژه ی خود به عنوان دختر یا پسر آشنا شود و این کار تا مرحله ی بلوغ به تعویق نیفتد؛ یعنی، پسر باید بیاموزد که چه ویژگیهایی را باید دارا باشد که یک پسر باشد و یک دختر چه خصوصیاتی را باید داشته باشد تا یک دختر باشد. نقش پدر و مادر از این جهت بسیار مهم است. پسر در خانواده پدر را از جهت خصوصیات مردانه الگوی خویش قرار می دهد و با او همانندسازی می کند و دختر مادر را الگو قرار می دهد. کار دختر در این زمینه آسان تر از پسر است؛ زیرا پسر که در دوره ی خردسالی بیشتر تحت تاثیر مادر و وابسته به اوست در مرحله های بعد باید الگوی خود را تغییر دهد و با پدر همانندسازی کند؛ حال آنکه دختر نیازی به این تغییر الگو ندارد. از اینجا می توان دریافت که کار پدر در ارتباط با پسر حساس تر است و او باید نقشی فعال را در جهت آموزش نقش ویژه ی پسر بر عهده گیرد. کودکانی که به علت مرگ یکی از والدین یا جدایی آن دو از هم به پدر یا مادر دسترسی ندارند ، در فراگیری نقش ویژه ی خود دچار مشکل می شوند. بهمین ترتیب اگر پدر یا مادر نتوانند نقش خود را بدرستی ایفا کنند و الگوی صحیح و مناسبی برای فرزندان خود باشند بی تردید دشواریهای فراوان برای فرزندان آنها پیش خواهد آمد.

اگر پدر نقشی قوی و فعال در مدیریت خانواده نداشته باشد و تقریباً از اداره ی خانواده بر کنار باشد، پسر فاقد روحیه ی مردانه و قوی خواهد شد و این امر در رفتار اجتماعی او اثرات سوئی باقی خواهد گذاشت.

 

نقش مادر

اگر مادر با دختر خود انس و صمیمیت کافی نداشته باشد ، زمینه برای پرورش ویژگی های زنانه در وی فراهم نمی شود؛ در این صورت چه بسا دختر از مواهب درونی خود از قبیل لطافت روح، عاطفه و احساس برخورداری کافی پیدا نکند و روحیه ای خشن بیابد. همچنین اگر مادر در خانواده نقش غالب و مسلط را ایفا کند دختر الگویی صحیح و مناسب که بتواند نقش ویژه ی او را بیاموزد نخواهد داشت و این امر در رفتار اجتماعی او در آینده اثرات نابجایی خواهد داشت.

به هر حال اگر مادر الگویی مناسب و شایسته از یک «زن» نباشد، در رشد و پرورش و هدایت نقش ویژه ی دختر خود آثاری نامطلوب بر جای می گذارد.

کودک

 

نقش پدر

اگر پدر انس، همراهی و همنشینی کافی با پسر نداشته یا حضور کافی در خانواده نداشته باشد ، زمینه برای رشد ویژگیهای مردانه در پسر فراهم نمی شود. بهمین ترتیب اگر پدر نقشی قوی و فعال در مدیریت خانواده نداشته باشد و تقریباً از اداره ی خانواده بر کنار باشد، پسر فاقد روحیه ی مردانه و قوی خواهد شد و این امر در رفتار اجتماعی او اثرات سوئی باقی خواهد گذاشت. چنین افرادی معمولاً از استقلال، قدرت و مدیریت کافی برخوردار نیستند و چه بسا قادر به دفاع از حقوق فردی خود نیز نباشند؛ چه رسد به دفاع و حمایت از خانواده ی خود!

 

 

جداسازی پسران و دختران

برای اینکه دختران و پسران هنگام بلوغ یا مشکلی روبرو نشوند و بتدریج با نقش خاص خود به عنوان دختر یا پسر آشنایی یابند، باید از همان ابتدا به طور جداگانه با آنها رفتار شود. این مسأله در مورد دختران اهمیتی بیشتر دارد؛ زیرا آنها زودتر از پسران به بلوغ می رسند. در تعالیم اسلامی به این نکته توجه کامل دشه و توصیه شده استکه از حدود شش سالگی با دختر و پسر به روشی جداگانه رفتار شود. در روایات اسلامی توصیه شده است که دختربچه شش ساله را پسر بچه یا مرد نامحرم نبوسد و در بغل نگیرد. همچنین زنهای نامحرم از بوسیدن پسربچه ای که سنش از هفت سال گذشته است، خودداری کنند. همین طور توصیه کرده اند که بستر کودکان در شش سالگی از هم جدا شود. مراعات این اصول سبب می شود که دختران و پسران از همان آغاز بتدریج نقش مردانه و زنانه ی مناسب را پیدا کنند و برای بلوغ آمادگی کافی داشته باشند. به هر حال، باید از دوران کودکی زمینه برای رشد ویژگیهای فطری دختر و پسر در خانواده فراهم آید و هر یک از این دو در مسیری که آفرینش با تدبیری حکیمانه پیش پای آنها نهاده است، سوق داده شوند.

 

در مقالات بعد راجع به این موضوع بیشتر صحبت خواهیم کرد.

 

برگرفته از کتاب :رفتار والدین با فرزندان

تهیه و تنظیم برای تبیان :داوودی

 

مقالات مرتبط :

توانمند ترین فرزند را داشته باش

هماهنگ باشید تا کامروا شود

رفتار تو ، تضمین آینده او

وقتی تو قد می کشی

!! نوشته شده توسط محمدرضا | ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ | ۱۳۸۸/٦/٦ نظرات ()